رویکرد اجتماع محور به کیفیت زندگی اجتماعات محلی

بیان مسأله

کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که وضعیت آن به میزان توسعه یافتگی جوامع بستگی دارد. در ابتدا این مفهوم در مقابل رویکرد صرف اقتصادی به توسعه شکل گرفت. الگوی توسعه اجتماع محور در قالب نگرش‌های سنتی در علوم اجتماعی سابقه‌ای دیرینه دارد، تئوری که در طول حیات خود با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بوده است. طرح مجدد این ایده در دو دهة گذشته و تأکید بر آن از سوی نهادهای بین‌المللی باعث شده تا با تکامل این ایده الگوی قابل دفاع‌تری در برابر سایر روش‌ها محسوب شود. در ایران نیز برگزاری همایش توسعه محله‌ای، چشم انداز توسعه پایدار شهر تهران که در اسفند 1383 برگزار شد، از توجه روزافزون به این موضوع در مباحث توسعه‌ای حکایت دارد. مسائل و مشکلات مربوط به جوامع شهری و روستایی و هر روز ابعاد تازه‌ای به‌خود می‌گیرد. مسائلی از قبیل تراکم و ازدحام جمعیت به‌خصوص در کلانشهرها (رشد ماکروسفالی)، توسعه بیش از حد فضای کالبدی در اراضی کشاورزی، آلودگی‌های مختلف زیست محیطی، ترافیک‌های سنگین، رشد خارج از کنترل اسکان غیررسمی، شکل‌گیری رانت زمین و مسکن، نابرابری و شکاف شدید طبقاتی، گسترش دامنه فقر عریان و بسیاری معضلات دیگر که تنها بخش کوچکی از مسائلی هستند روز به روز ماهیتی پیچیده به خود می‌گیرند. از سوی دیگر، نتیجه چنین شرایطی ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است. از این رو، برای دستیابی به توزیع عادلانه منابع و سرمایه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، موضوع کیفیت زندگی مبتنی بر رویکرد اجتماع محور چارچوب مناسبی را برای توسعه پایدار شهری و روستایی به‌دست می‌دهد. در فرایند ارتقای کیفیت زندگی متغیرهای اجتماعی به خصوص سرمایه اجتماعی نقش کلیدی ایفا می‌کند، چرا که هیچ توسعه‌ای بدون مشارکت محلی مردم، رضایت‌مندی و اعتماد اجتماعی شکل نمی‌گیرد، بررسی مسائل برنامه‌های توسعه ملی در کشور نیز بیانگر همین موضوع‌اند. چرا که سرمایه اجتماعی همچون چسبی میان افراد جامعه همبستگی ایجاد می‌کند و منبع کنش‌های اجتماعی در عرصه‌های مختلف زندگی از جمله حوزه عمومی از سطح محلی (خرد) گرفته تا سطح حکومت (کلان) می‌گردد. وجود این سرمایه جامعه را در برخورد با مسائل تواناتر می‌سازد و کاهش آن منجر به بروز مسائل و معضلات حاد اجتماعی می‌شود. علاوه بر این تجارب مطالعاتی که توسط صاحب‌نظرانی چون پاتنام (2001)، و نارایان (2000) در مناطق مختلف جهان طی دو دهه اخیر انجام گرفته نیز بر همین ایده صحه می‌گذارد که سرمایه اجتماعی نقش اساسی در ارتقای کیفیت زندگی و سایر برنامه‌های توسعه مبتنی بر اجتماع ایفا می‌کند. با این اوصاف در بحث توسعه کیفیت زندگی اجتماعات محلی با رویکرد اجتماع محور لازم است که بررسی‌ها و مطالعات بیشتری صورت گیرد. توسعه اجتماع محور از یک سو نیازمند نهادسازی، تقویت جامعه مدنی با مشارکت داوطلبانه، آگاهانه و فعال مردم و از سوی دیگر اعتماد متقابل بین حکومت و مردم است. در این پژوهش ابتدا به بررسی ابعاد مفهومی کیفیت زندگی با رویکرد اجتماع محور پرداخته می‌شود و سپس وضعیت اجتماعات محلی شهری و روستایی در ایران از نظر برخی از شاخص‌های کیفیت زندگی طی دوره 85ـ1365 مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

کارپایه مفهومی

1. محله به عنواناجتماع محلی

قبل از پرداختن به مفهوم کیفیت زندگی لازم است که به مفهوم محله و رابطه آن با اجتماع محلی پرداخته شود. محله به عنوان برابر نهاد واحدهای همسایگی،[1]با مفهوم اجتماع[2] و اجتماع محلی[3] قرابت زیادی دارد، به طوریکه پژوهشگران متعددی آنها را تقریباً به یک معنی بکار میبرند. این دو واژه به‌دلیل برخورداری از ماهیت پیچیده، خود موجب برخی ابهام‌هایی میشوند که اغلب تمایز بین آنها چندان هم روشن نیست. از یک طرف، اجتماع در برگیرنده ارتباطبا ترکیبیاز عقاید، شرایط، اولویتها، مناسبات و علایق مشترک است. از طرف دیگر، شبکه‌های ارتباطی که افراد یک اجتماع را به یکدیگر پیوند میدهند، ممکن است در مکانبه عنوان محل زندگینیز ریشه داشته باشند. اجتماعات مذهبی و قومی به واسطه فرهنگ و نظام عقاید محدود میشوند و اجتماعات حرفهای و دیگر اجتماعات به واسطه علایق، شرایط یا اولویتهای مشترک به هم پیوند میخورند. در هر دو مورد نیز اجتماع ممکن است کم و بیش به واسطه نهادهای محلی همانند نهادهای اجتماعی یا سازمانهایی چون انجمنها و جمعیتهای حرفه‌ای،شکل بگیرند. گرچه اجتماعات محلی متکی بر مکان هستند ولی آنها به‌عنوان تقسیمات فرعی از سرزمین به لحاظ جغرافیایی مدنظر نیستند.به بیان دیگر آنها واحدهایی هستند که در آن برخی از مجموعه‌های ارتباطات همچون پیوندهای اجتماعی (خانوادگی، خویشاوندی، دوستی، همسایگی و . . . )، پیوندهای کارکردی (مانند ارتباطات در تولید، مصرف و جابجایی کالاها و خدمات)، پیوندهای فرهنگی (مانند پیوند در مذهب، سنت یا هویت قومی) یا پیوندهای اقتضایی (مانند ارتباط در پایگاه اقتصادی یا سبک زندگی)،تمرکز مییابند.در اجتماع محلی و یا اجتماع علایق، وجود برخی از اَشکال ارتباط اشتراکی و جمعی در میان افراد آن مهم است، خواه چنین پیوندی مکان محور باشد یا نه،و همین امر است که امکان هویت گروهی و عمل جمعی را فراهم میآورد (جباری،3:1376).ازرائیل و دیگران (1994) اجتماع را به‌عنوان محل یا محدوده‌ای در نظر می‌گیرند که به‌واسطه عناصر زیر متمایز می‌شوند:

1)       عضویت، احساس هویت و تعلق

2)       نظام نمادی مشترک، زبان، شعایر و مراسم مشترک

3)       ارزش‌ها و هنجارهای مشترک

4)       تأثیر متقابل اعضای اجتماع بر همدیگر

5)       نیازها و تعهدات مشترک برای برآوردن آنها

6)       ارتباط احساسی مشترک، یعنی اعضا در تجربیات و حمایت دو جانبه سهم مشترک دارند.

اشتراکات اگرچه ممکن است به لحاظ جغرافیایی محدود باشند ولی الزاماً چنین نیست. (Israel et al, 1994:45).    

هوارد هالمن[4] (1998) در تعریف محله معتقد است که: یک محله سرزمین محدودی است در درون ناحیه شهری بزرگتر، جایی که افراد در آن سکونت دارند و با هم تعامل اجتماعی برقرار می کنند. در این مفهوم محله، واحدهای زندة هویت‌یابی و کنش‌گری هستند کهتعیین جنبه‌های متعدد آن همراه با تعریف عملیاتی به برنامه‌ریزی توسعۀ یاری می‌رساند. درک محله به عنوان واحدی اجتماعی اغلب "کنش اجتماع محور" را مشروعیت میبخشد. از اینرو جوانب مختلف محله که شامل جنبههای آموزشی (مدارس)، سازمانی (مراکز اجتماع محلی)، تجاری (فروشگاه‌ها)، یا مدیریتی (خدمات عمومی) نیز مولدان حیات اجتماعی می‌گردند(Howard.W.H,1998:13). به اعتقاد دیانا کانیرس[5] (1982) مفهوم اجتماع محلیپایهای برای ارتباط برنامه‌ریزان و مردم می‌باشد که اساس برنامه‌ریزی مشارکتی محسوب می‌شود. از نظر او در تعریف اجتماع محلی بایستی به سه ملاک عمده ذیل توجه نمود:

ـ اولاً مفهوم اجتماع دارای یک عنصر فیزیکی است. این مفهوم گروهی از مردم را در بر می گیرد که در یک منطقه به لحاظ جغرافیایی تعریف شده زندگی می‌کنند و با همدیگر تعامل دارند.

ـ ثانیاً اعضای یک اجتماع معمولاً دارای ویژگی های مشترکی هستند که به واسطه این ویژگیها میتوانند به عنوان یک گروه تعریف شوند. هر چند درباره ویژگی‌هایی که مهم هستند نمی‌توان دست به تعمیم زد، زیرا که این ویژگیها از اجتماعی به اجتماع دیگر فرق می‌کند، ولی زبان، قومیت، اصالت نژادی، مذهب، فرهنگ، ارزشها و شیوه‌های زندگی اغلب از عوامل عمده آن به شمار می‌روند.

ـ ثالثاً به خاطر دو ملاک مذکور، یک اجتماع بایستی دارای چیزی باشد که آنرا به عنوان "سازگاری اساسی منافع و خواستها" توصیف میکنند. این ویژگی از نقطه نظر برنامه‌ریزان توسعه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا خصیصه مذکور می‌رساند که اعضای یک اجتماع به احتمال زیاد درباره نیازها و طرح‌های آتی توسعه در منطقه‌شان دیدگاه مشابهی دارند، در نتیجه برنامه‌ریزان بهراحتی میتوانند با مردم محلی مشورت کرده و از طریق کار با جوامع شناخته شده نوع عقاید عمومی آنان را کسب کنند (Conyerss,1982:126). تلاشبرای پیوند بین واحدهای مسکونی، شبکههای ارتباطی و کلیت شهر یا روستادر قالب محله با عنصر روابط انسانی در قالب اجتماع محلی ظهور پیدا میکند. همچنین برخلاف پیچیدگی‌های سازمانی شهر، این واحدها می‌تواند محیط مدیریت‌پذیری را نیز فراهم کند. یعنی محله یا اجتماع محلی، علاوه بر اینکه اندازه کوچک مقیاسی را برای کنترل کارآمد ارائه می‌کند، فواید زیادی را نیز به منظور برنامهری

/ 1 نظر / 163 بازدید
سید محمود موسوی

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما عزیزان . حقیر دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی روستایی هستم. پایان نامه بنده در مورد کیفیت زندگی و شاخص های آن می باشد لطف کنید در صورتی که برایتان مقدور باشد اطلاعات بیشتری را در این زمینه در اختیار حقیر قرار بدهید .مطالب و منابعی که در این زمینه باشد . و یا کیفیت مسکن. قبلا از زحمات شما ممنون می باشم .