در محضر آیت الله صانعی

شبی در محضر حضرت آیت‌الله العظمی صانعی

روز قبلش حال عجیبی داشتم، با خودم می‌گفتم تو تهران که الحمداله با اوضاع فعلی جایی رو نمی‌شه پیدا کرد که آدم بتونه بره اونجا و شب بیست و یکم رو احیا کنه، آخه من به مراسمات مذهبی غیرحکومتی باور عمیقی دارم. چون بانیان مراسمات حکومتی قادر به دیدن ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌های اجتماعی بنابه مصلحت‌هایی نیستند و از این رو به صداقت و اخلاص‌شان شک دارم و سال‌هاست که در چنین مراسمی شرکت نمی‌کنم. از همین رو تصمیم جدی گرفتم مراسم احیا امسال رو حداقل یه روزش رو به قم برم و اونم بیت حضرت آیت‌الله صانعی (مدظله‌العالی). چندتا از دوستان صمیمی (اصغر، حسین، محسن، آیت، عقیل و منصور) رو هم دعوت کردم ولی چون یکمی تنبل تشریف داشتند هر کدوم به یه بهانه‌ای گفتند نمی‌تونیم بیاییم، یکی درس داشت، یکی کار داشت، یکی اسباب‌کشی داشت و .... منم چون تصمیم قبلی داشتم تنهایی رفتم. درست لحظه افطار بود که رسیدم  قم، رفتم یه چیزی خوردم و سپس رفتم زیارت حرم و بقیه ماجرا. اولش خیلی دلهره داشتم که نتونم بیت آقا رو پیدا کنم و از هر کی هم که می‌پرسیدم، می‌گفتند خیابان شهید منتظری رو نمی‌شناسیم. بالاخره گشتم تا از یه راننده مسن ون تونستم آدرس دقیق خیابان رو بگیرم. اولین کوچه سمت چپ خیابون بالاتر از چهارراه حجتیه کوچه هشتم بود که بیت در آن قرار داشت، و چه سر راست بود، بالاخره تونستم پیدا کنم. از بس می‌ترسیدم که بیت رو نتونم پیدا کنم اصلاً به ساعت توجه نداشتم، راستش یه ساعت زود رسیده بودم و نگهبان دم در گفت که الان زود است و کسی داخل نیست، منم رفتم اون ور خیابون که مسافران زیادی اتراق کرده بودند، قدم زدم تا بالاخره ساعت 10 شد و کم کم رفتم سمت بیت و بالاخره داخل شدم. اولش دیدم چند نفر طلبه در اطراف آقا (آیت‌ا.. صانعی) نشسته‌اند. منم که اولین بار بود از نزدیک آقا رو می‌دیدم، رفتم نزدیک‌تر و باهاش سلام و احوال‌پرسی کردم و ایشان بسیار صمیمی پذیرا شدند. مراسم شروع شد و جمعیت همین طور داشتند می‌اومدند. تا اینکه با آغاز دعای جوشن کبیر، بیت کوچیک آقا پر جمعیت شد.  ابتدا خود آقا دعا رو شروع کرد و پس از آن شاگردهای طلبه یکی پس از دیگری دعا رو ادامه دادند. خوب میدونید که دعای جوشن کبیر خیلی طولانی است به همین خاطر چند نفر، اون رو اجرا می‌کنند.

دعا تموم شد و آقا نصایح و دعاهای پایانی رو آغاز کردند، برایم خیلی جالب بود که در همان اول، سراغ مسئله زندانیان سیاسی رفتند و برای رهایی آنها دعا کرد و گفت که ما تا الان دیده بودیم که زندانیان رو در ماه مبارک آزاد می‌کنند تا به کنار خانواده‌هاشون برگردند، ولی الان در ماه مبارک افراد را دستگیر می‌کنند. بعد از اینکه مراسم به طور رسمی تموم شد و چراغ‌ها رو کامل روشن کردند، دیدم که جوانانی با دستبندهای سبز دور آقا رو گرفتند و باهاش خوش و بش می‌کنند. برایم سئوالی پیش آمد که دل این جوانان معترض به نتایج انتخابات چرا با مرجعیت مستقل شیعه گره خورده است؟ من فکر می‌کنم حس عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی، حق‌طلبی و آزادی‌خواهی جوانان باعث می‌شود که سراغ کسانی بروند که می‌تواند ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌های موجود در جامعه را تشخیص دهد و سکوت نکند. این در باورهای مذهبی ما نهفته است. از همین رو است که ما امروز شاهد پیوند خوردن دل جوانان با مرجعیت مستقل و غیرحکومتی شیعه (همانند آیت‌الله صانعی) هستیم. البته با روشن‌تر شدن مواضع آیت‌الله سیستانی، فکر نکنم ایشان هم از این قافله عقب بمانند.

من این حرف را که می‌گویند جوانان از دین گریزان شده‌اند را قبول ندارم بلکه این خود مدعیان دین هستند که از دین گریزان شده‌اند، آموزه‌های اصیل دین می‌گوید در برابر ظلم و بی‌عدالتی نباید سکوت کرد و این معیار خوبی است که نشان می‌دهد چه کسی از دین گریزان شده است! جوانان یا مدعیان دین و دینداری.

این هم از شب احیا 21م رمضان امسال ما بود. التماس دعا

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
اصغر

به امید رهایی پرندگان در قفس